واقعا که!!

من همیشه به این کارم افتخار می کردم. می گفتم اگر حتا چند نفر وبلاگ منو بخونن و از یک جایی راه حلی برای مشکلشون پیدا کنن و یا حتا یک سرخطی از نوشته من بگیرن و یا حتا کمی اگاهیشون بالا بره یا تغییر کوچیکی کنه یا تسکین کوچیکی، من رسالت خودم را انجام دادم چون الان جامعه مجازی همون اندازه حقیقی تعداد نفرات داره، 

ولی مساءل زندگی مجالی نداد اما عذاب وجدانش بود. 

...

مطب دکتر مامانم رفته یک ساختمان پزشکان نوساز شش طبقه با امکانات خیلی بالا. در ورودی چشمی، توالت فرنگی، پارکینگ طبقاتی، تلویزیون، ویلچر بیمار بر، نگهبان و ..

چون حومه ما پزشک متخصص وفوق متخصص نایابه، تقریبا از استانهای همجوار هم گسیل میشن اینجا با پوشش ها ولهجه ها و فرهنگها...

یک روز کا می خواستم وارد شم، به سمت پله ها که رفتم یک پیرمردی پایین پله های ورودی نشسته بود، گفت

بسته است. اول متوجه نشدم منظورشو. رفتم جلوی در چشمی خودبخود باز شد. پیرمرد تعجب کرده بود

بعد متوجه شدم چی میگه. براش توضیح دادم. همون روزای اول افتتاح ساختمان بود. جلوی اسانسور

ایستاده بودیم اونایی که داخل بودن بالا نمی رفتن و در اسانسور هی بازو بسته میشد

انجا بود که فهمیدم بلد نیستن. چون گفت مگه خودش نمیره بالا؟ که براشون توضیح دادم وطبقه را زدم

هر چند بار بعدی روی دکمه ها برچسب طبقات رو به فارسی هم زده بودن

و مورد اخری هم 

مطب دکتر توالت فرنگی داره. دو تا هم داره. اما چه فایده 

معمولا مریضا بخاطرسرم هایی که وصل میشه یک بار را کا میرن ان داخل.

 

ولی اون سازنده حواسش نبوده یکی رو حداقل ایرونی بسازه؟ چند بار که گذر ما خورد یاد سریال 

نان عشق موتور1000 افتادم. 

این ها برای خنده نبود برای شناختن کف جامعه بود.البته که این هم جز فقر حساب میشه.

فقری که باید ریشه یابی شه اما شما اجالتا سطح خودت را ببر بالا. اگر همیشه هوشیار باشی

و ذهنت موتور جستجوش بچرخه کم کمک رو دو سه نفر دور وبرت اثر میذاری افرین..

/ 6 نظر / 47 بازدید
افت و خیز !

واقعا جای شرمندگی داره که با این همه پزشک متخصص و فوق تخصص که در تهران دارن فعالیت میکنن شهرستان ها باید اینطور در مضیقه باشن ! در حالیکه خود این پزشک ها تعداد قابل توجهیشون از شهرستان ها بودن ولی دیگه بعد از فارغ التحصیلی برنگشتن به دیارشون :( دلیلش هر چی که باشه بازم بی انصافی توش موج میزنه :( ............ خوشحالم برگشتی خانم خانما و ببخشید موضوع اصلی پستت رو رها کردم و دغدغه همیشگی خودمو نوشتم :))

kimiya

اینا ظاهریه.خیلی هام ظاهر شیک و پیک دارن ولی فرهنگشون و طرز فکراشون دقیقا مث هموناس مخصوصا درمورد ارتباط خانمها و اقایون

افت و خیز !

ممنونم الی جان ... خوشحالم کردی با جوابت [گل]

لیلا

سلام لعنت به این فاصله ای که افتاده ماها از دید خیلی ها شبیه همون پیرمرده هستیم! (فقط یه کوچولو باهاشون فرق داریم وگرنه اکثرمون همون کف هستیم ) منو یاد یه موضوع خنده دار انداختی که چن ماه پیش خاوهرم تعریف میکرد میگفت دوستش میخواسته بره اقدسیه خونه یکی از همکلاسی ها که باهاش کار داشته .دختره وقتی برگشته بود یه ساعت سوژه خنده شده بود میگفت: رفتم دم خونشون خواستم زنگ بزنم اما هیچی دم در نبود !! اینقدر گشتم تا یه دونه دکمه پیدا کردم :)) همونو فشار دادم آبی شد ولی هیچ اتفاقی نیوفتاد !(خخخخ خدا مُردیم از خنده ) همون طور ویلون مونده بودم چه غلطی کنم خیلی ضایع بود بهش زنگ بزنم بگم دم درم تو همین عوالم بودم دیدم چن تا آقا دارن میان سمت مجتمع و همین طور با تعجب به من نگاه میکنن درو باز کردن رفتن تو منم پشتشون (خخخخ فقط یه لحظه تصور کن اونا داشتن به چی فک میکردن؟) تازه اول بدبختی بود چون با کلی در مواجه شدم که همشون عین هم بودن خواستم بگردم دنبال آسانسور که بازم اونا به دادم رسیدن و عین بز پشتشون راه افتادم خلاصه نفهمیدم چه جوری رفتم چه جوری برگشتم لازم به ذکره که این خانم فوق زبان (!)داره و همه خانوادش تا مقطع دکتری

عطیه

[ناراحت]

افت و خیز !

الی خانم نذر کردی سالی یه پست بذاری ؟؟ نکن این کارو خب ! خسته میشی [چشمک]